|
۷۸۶
راه ما از شما جدا شده است کرک وارونه پر بها شده است از جراحت پريم يا مولا خون دل می خوريم يا مولا چه قسمها که نابجا خورديم ونديديم از کجا خورديم عشقها ، عشقهای پوشالی وعده ها ، وعدهای تو خالی ناله ساز را نمی فهميم شور آواز را نمی فهميم درد امروز ، درد بی درديست دور امروز ، دور نامرديست در همين شهر در ميان شما يک نفر در معاش وا ماندست از پس انداز چند ساله فقط در کفش چند پينه جا ماندست چقدر راه تا خدا مانده است چقدر راه تا خدا مانده است
+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 و ساعت
10:48 PM |
۷۸۶ مناجات کای کمینه بخششت ملک جهان من چه گویم چون تو می دانی نهان
ای که جان خیره را رهبر کنی وی که بی ره را تو پیغمبر کنی
آب را و خاک را بر هم زدی ز آب و گل نقش تن آدم زدی
لذت هستی نمودی نیست را عاشق خود کرده بودی نیست را
ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفته ها میشنود
ای دعا ناگفته از تو مستجاب داده دل را هر دمی.........
وقتی جستجوگر و جستجو شونده یکی می شوند در آن صورت دانش کامل و مقصود برآورده می شود چرا که سرنوشت مقدر نکرده است انسان تا ابد در جهل ماند. + نوشته شده توسط حسین در یکشنبه ششم شهریور 1384 و ساعت
11:28 AM |
|
|