۷۸۶
مناجات
کای کمینه بخششت ملک جهان
من چه گویم چون تو می دانی نهان
ای که جان خیره را رهبر کنی
وی که بی ره را تو پیغمبر کنی
آب را و خاک را بر هم زدی
ز آب و گل نقش تن آدم زدی
لذت هستی نمودی نیست را
عاشق خود کرده بودی نیست را
ما نبودیم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفته ها میشنود
ای دعا ناگفته از تو مستجاب
داده دل را هر دمی.........
وقتی جستجوگر و جستجو شونده یکی می شوند در آن صورت دانش کامل و مقصود برآورده می شود چرا
که سرنوشت مقدر نکرده است انسان تا ابد در جهل ماند.
+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه ششم شهریور 1384 و ساعت
11:28 AM |
